مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

448

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

روز مقدّم البتّه مرغ بايد داد و اگر اشتهاى مرغ خوردن نباشد ، مهرّا گردانند و آب آن بدهند و اگر اشتها غالب بود و هاضمه قوى ، به جاى مرغ ، گوشت بزغاله كنند به تخصيص وقتى كه علامت ازمان « 1 » ظاهر شود ، روز مسهل دادن ، روز دويم راحت مناسب بود . فصل هشتم : در تبهاى مركّب هرگاه مثلا دقّ و خلطى يا دو خلطى « 2 » مثل صفراوى و بلغمى يا دو غبّ جمع شوند ، آن را مرّكب گويند و تركيب يا بر سبيل مبادله مىباشد ، چنانچه يكى بگذارد و ديگرى بگيرد ، يا مداخله ، چنانچه يكى بگيرد و در ميان آن ، ديگرى بگيرد ، يا مشاركه ، چنانچه در زمان گرفتن شريك باشند و از جمله مركّبات آنچه نامى يافته است شطر الغبّ « 3 » است و اين تبى باشد مركّب از صفرا و بلغم ، چنانچه هر دو خلط از هم « 4 » متميّز باشد و در غبّ غير خالصه هر دو خلط از شدّت امتزاج به منزلهء يك خلط شده و اينجا نه چنان است ، پس هر دو يا داير بود يا لازم يا صفراوى داير و بلغمى لازم يا عكس ، و گاه بود كه صفرا غالب باشد و علامات آن ظاهر و گاه بود كه بلغم بود و علامتش غالب و اخصّ علامت شطر الغبّ « 5 » آن است كه در يك روز قوىتر بود و علاجش مركّب از علاج صفراوى و بلغمى مفرد باشد و ببايد دانست كه در معرفت مواد حمّيات اعتماد بر اعراض كنند نه بر نوبت ؛ چه ، مىشايد كه دو غبّ يا سه ربع بر سبيل مبادله مركّب گردد و هر روز بگيرد ، پس توهّم شود كه بلغمى است ، يا دو خمس كه بر طريق غبّ آيد . پس علاج آن به علاج « 6 » بلغمى و علاج اين به علاج « 7 » صفراوى مستبتع خطا و خسران گردد . امّا در معرفت ماهيّت

--> ( 1 ) . ازمان : مزمن شدن بيمارى . ( لغتنامه ) . ( 2 ) . س : - يا دو خلطى . ( 3 ) . ف ، ل : سطر الغب . ( 4 ) . س : - از هم . ( 5 ) . ف : سطر الغب . ( 6 ) . ف ، د : - علاج . ( 7 ) . ف ، د : - علاج .